به وبلاگ مهدی خوش آمدید

مختلف

اومانیسم
نویسنده : مهدی - ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱۱
 
 کاربر Online  
278 کاربر online
 

اومانیسم

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > کلیات > مباحث تحقیقی
فرهنگ
(cached)

تعریف


اومانیسم(humanism) در فارسی به صورت اصالت انسان، انسان‌گرایی، انسان‌مداری ،آدمیت و خود بنیادی ترجمه شده است.

این مکتب انسان را محور ارزشها قرار می دهد یعنی اصالت به اراده و خواست او داده می شود. در این نظریه همه چیز از انسان شروع شده و به انسان نیز ختم می شود و هیچ حقیقتی برتر از انسان وجود ندارد بنابراین اومانیسم در مقابل مکتب دین که بر اساس خدا محوری می باشد قرار گرفته است .

img/daneshnameh_up/6/62/illustration-humanism-davinci.jpg


ریشه ها


ریشه‌های انسان‌گرایی به معنای فوق به چندین قرن قبل از میلاد به فرهنگ یونانی می‌رسد. در فرهنگ یونانی، خدایان رقیبان انسانند آتش آسمان یا آتش جاویدان منحصراً در اختیار زئوس (خدای خدایان بود) و او تلاش می‌کرد تا این آتش به دست انسان نیفتد. انسان نیز برای دستیابی به آتش تلاش کرد تا آنان که پرومته آتش را از زئوس می‌دزدد و از آسمان به زمین می‌آورد و به انسان می‌دهد و بدین وسیله به او شخصیت می‌بخشد.

در فرهنگ یونانی این تلقی وجود داشت که انسان رقیب‌وار در مقابل خدایان قرار دارد و اصالت به خدایان داده می شد در مقابل این اعتقاد عده‌ای اصالت را به انسان می‌دادند که می‌توان آنها را اومانیستهای قدیم نامید.

نظریه «اگوسانتریسم» (Egocentrism) یعنی خود محوری یا انسان مرکزی هسته مرکزی پاره ای از تمایلات در فرهنگ یونانی بود. اگوسانتریسم در عالم فلسفه، سوفیسم را بهمراه آورد.
اگوسانتریسم در زمینه‌های اجتماعی، اخلاقی و سیاسی، پایه‌های اصلی اومانیسم را که بعد از رنسانس به صورت روشن‌تر و مدون‌تری ظاهر گشت، پی‌ریزی کرد.

در قرون اولیه میلادی، فرهنگ یونانی حاکم بر اروپا بود. از زمانی که رم در سال 395 میلادی سقوط کرد و مسیحیت بر غرب مسلط شد، انسان شناسی مسیحی- که براساس خدا محوری بود- بر اومانیسم الحادی یونانی غلبه کرد. لذا بعد از آن ملاحظه می‌شود که انسان شناسی و فرهنگ کشورهای اروپایی مذهبی است این وضع همچنان ادامه داشت تا این که دوران قرون وسطی به سر رسید و رنسانس پا به عرصه وجود گذاشت.

پیامدها و مولفه ها


از پیامدها و مولفه های اومانیسم میتوان به سکولاریزم ، خرد گرایی و تجربه گرایی، تساهل و تسامح و دست آخر آزادی خواهی اشاره نمود.


منبع

کتاب آشنایی با مکاتب و اصطلاحات عقیدتی و سیاسی
نویسنده: دفتر برنامه ریزی و کتب درسی
صفحه: 3


اومانیسم و رنسانس

تازه کردن چاپ
دانشنامه
(cached)

ریشه‌های اومانیسم در معنای عام آن که همان انسان محوری در مقابل خدا محوری است سابقه‌ای طولانی در فرهنگ قرون وسطایی دارد.

علیرغم سختگیری‌ها و شکنجه‌های دستگاه تفتیش عقاید کلیسا، موج روگردانی از مذهب از اواخر قرن 13 رو به افزایش نهاد تا آن که در زمان رنسانس به شکل طغیان علیه کلیسا و مذهب ظهور کرد.

به قول رنه گنون: در دوران رنسانس یک واژه بود که مورد احترام قرار گرفت و از پیش سراسر برنامه تمدن متجدد را در خودخلاصه کرد. این واژه اومانیسم است. در واقع منظور از این واژه این بود که همه چیز را محدود به موازین بشری محض سازند و هر اصل و طریقی را که خصلت معنوی داشت به صورت انتزاعی درآورند.


img/daneshnameh_up/6/60/guenon.jpg


rene guenon


بر سبیل تمثیل می توان گفت مقصود این بود که به بهانه تسلط بر زمین از آسمان روی برتابند در عصر رنسانس اندیشه های سودجویانه در طراز اول قرار گرفت و اومانیسم دیگر نخستین صورت امری بود که به شکل نفی روح دینی(لایسیسم Laicism) معاصر در آمده بود و چون می‌خواستند همه چیز را به میزان بشری محدود سازند سرانجام مرحله به مرحله به پست ‌ترین درجات وجود بشری سقوط کردند.

در بینش اومانیسم دیگر صحبت از نجات و رستگاری نبود بلکه حتی نیل به حقیقت نیز مفهوم واقعی خود را از دست داد تنها چیزی که وجهه همت بشر قرار گرفت گسترش و تعمیم دامنه قدرت بود.

همه پدران علم جدید، صراحتاً این ادعا را کرده بودند که هدف حقیقی علم، تحصیل قدرت است تا هر چه بیشتر و بهتر انسان را بر طبیعت مسلط سازد. در اثر چنین بینشی وظیفه علم و فلسفه این شد که به کاوش در عالم مادی بپردازند زیرا هستی در همین طبیعت مادی خلاصه می‌شود.

این خود انسان است که باید با اتکا به استعدادها و امکانات وجودی خویش، به تثبیت امور اجتماعیش بپردازد و اراده خود را حاکم بر جامعه بشری بنماید.



کتاب آشنایی با مکاتب و اصطلاحات عقیدتی و سیاسی
نویسنده: دفتر برنامه ریزی و کتب درسی
صفحه: 4

 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()

 
روش تحقیق
نویسنده : مهدی - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢
 

معنای لغوی تحقیق

همة‌ شما با معنی کلمة‌ تحقیق آشنایید و بارها آن را به کار برده و یا شنیده‌اید.

گاهی می‌گوییم:

باورهای دینی خود را باید با تحقیق به دست آوریم و تقلید کردن در اصول دین جایز نیست.

وقتی دیگر می‌گوییم:

در هنگام پاسخ‌گویی به تقاضای ازدواج، باید در مورد شخصیت و خانوادة متقاضی تحقیق کرد.

گاهی نیز ادعا می‌کنیم::

میزان پیشرفت هر کشور، وابسته به میزان تحقیق در آن کشور است.

در همة این جملات، کلمة تحقیق را به کار برده‌ایم. این کلمه، مانند کلمة‌ «حق» از ریشة «ح ق ق» است. این ریشه به معنی ثابت، استوار و مطابق با واقع است. بنا بر این، «تحقیق» در لغت، به معنی کشف حقیقت و رسیدن به کنه یک امر است.

آنچه در همة این جملات مشترک است، روند دست‌یابی به یک حقیقت و پاسخ‌گویی به پرسشی در زمینة امری مجهول است. اما با وجود این اشتراک، به نظر شما، آیا کلمة تحقیق در سه جملة‌ بالا دقیقا به یک معنی است؟ بی‌شک پاسخ منفی است. در جملة اول، منظور از تحقیق،‌ یافتن اعتقاد صحیح، با استفاده از استدلال عقلی و منطقی است. تحقیق در جملة دوم، به معنی بررسی و پرس و جو دربارة ویژگی‌ها و سوابق یک فرد است. تحقیق در جملة سوم به معنی تحقیق علمی است. همان موضوعی که در این مباحث می‌خواهیم دربارة‌ آن صحبت کنیم.

آیا می‌دانید با وجود یکسان بودن معنی لغوی کلمه، علت این اختلاف چیست؟ این اختلاف معنی از آنجا ناشی می‌شود که بسیاری از کلمات، علاوه بر معنای لغوی، معنایی اصطلاحی نیز دارند. منظور از معنای اصطلاحی، معنایی است که با به کار رفتن کلمه در مباحث مربوط به یک علم و یا در محیطی خاص، بر اثر قرارداد و یا کاربرد فراوان، برای یک کلمه پیدا می‌شود و از آن پس، هر گاه آن کلمه در آن رشتة علمی و یا محیط خاص به کار رود، معنای جدید، مورد نظر خواهد بود؛ نه معنای لغوی. البته معمولا میان معنای اصطلاحی و معنای لغوی، نوعی ارتباط وجود دارد.

 

یک نمونه از کاربرد کلمة تحقیق در معنای لغوی آن:

پاسخ‌گوئی به پرسش‌های مختلفی که در طول روز با آنها مواجه هستید _ چه علمی و چه غیر علمی _ می‌تواند از نظر لغوی یک تحقیق شمرده شود.

مثلا برای خرید ماهی به ماهی‌فروشی می‌روید و برای اطمینان از سالم بودن جنس، آزمایش‌هایی را روی آن انجام می‌دهید .به عنوان مثال، انگشت خود را با فشار روی پوست ماهی قرار می‌دهید. پس از چند ثانیه، انگشتتان را برمی‌دارید. اگر پوست ماهی به حالت اولیه بازگشت، می‌فهمید که ماهی تازه است؛ ولی اگر حالت فرورفتگی روی آن باقی ماند، از خرید ماهی صرف نظر می‌کنید.

همین آزمایش ساده را می‌توان از نظر لغوی تحقیق نامید. زیرا این کار برای کشف این حقیقت است که آیا ماهی سالم است یا نه؟

 

اکنون این پرسش مطرح است که منظور ما از کلمة تحقیق در این مباحث چیست؟ آیا می‌توان  هر گونه تلاش برای پاسخ‌گویی به پرسش‌ها و مجهولات را «تحقیق علمی» نامید؟ و آیا می‌توان به هر کسی که اطلاعاتی را جمع‌آوری می‌کند و یا پرسشی را پاسخ می‌دهد، محقق گفت؟ به عبارت دیگر، تعریف اصطلاحی تحقیق، وقتی در رابطه با مباحث علمی مطرح می‌شود چیست؟

 

اکنون با توجه به تعریفی که از تحقیق ارائه کرده‌اید، از میان گزینه‌های زیر، مواردی که طبق تعریف شما تحقیق به حساب می‌آیند را علامت بزنید:

 می‌خواهیم علل کاهش میزان بارندگی در سال‌های اخیر را بررسی کنیم.

 باید فهرستی از کلیة‌ نسخه‌های خطی کتاب کافی در همة‌ کتاب‌خانه‌های جهان را تهیه کنیم.

 سازمان برق منطقه‌، می‌خواهد کلیة لامپ‌های معابر عمومی شهر را با لامپ‌های کم‌مصرف تعویض کند. برای این کار باید آمار دقیقی از تعداد آنها تهیه شود.

 این کتاب، دارای متن سنگین و مشکلی است. خوب است متن آن را تصحیح و آمادة استفادة عموم کنیم. برای این منظور، باید آن را با نسخه‌های خطی تطبیق داده و معنی کلیة لغات مشکل را در پانوشت کتاب توضیح دهیم.

 اگر چه بسیاری از دانشمندان، این حدیث را صحیح دانسته اند؛ ولی صحیح و یا جعلی بودن آن، مورد تردید است. باید راویان آن را شناسایی و وضعیت آنها را بررسی کنیم.

 می‌خواهیم مجموعه‌ای مبسوط فراهم آوریم و در آن، کلیة شاعران فارسی‌گوی و آثار و سبک‌های ادبی آنها را معرفی کنیم.

 نگرانی‌های جدی در زمینة گسترش و تعمیق باورهای مذهبی در میان نسل جوان، ما را بر آن داشته است که به دنبال شیوه‌های مؤثری در این زمینه باشیم.

 

همان گونه که متوجه شدید، همة موارد فوق را نمی‌توان تحقیق علمی دانست. اگر چه همة آنها از نظر لغوی تحقیق شمرده می‌شوند، ولی بسته به تعریفی که از تحقیق اصطلاحی داشته باشیم، برخی از آنها را نمی‌توانیم تحقیق علمی بدانیم.. بنا بر این، لازم است تعریفی دقیق از تحقیق ارائه کنیم تا در قضاوت‌های خود در این رابطه دچار اشتباه نشویم.

 


 
comment نظرات ()

 
شهید مهدی منتظرالقائم از زبان شهید غلامی
نویسنده : مهدی - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٤
 

برداشت‌هایی کوتاه از زندگی شهید غلامی

جنگ تمام شده بود. همه برگشتند به شهر. البته برای شهری‌ها جنگ زودتر از این حرف‌ها تمام شده بود. برای بعضی از بچه‌ها هم نه تنها جنگ تمام نشده بود، بلکه تازه کارها شروع شده بود. غلامی از این دسته آخری بود. در زمان جنگ، مسئول تعاون لشکر بود. بعد از جنگ شده بود فرمانده گروه تفحص شهدا. تازه کارش شروع شده بود.

*

حاج محمود توکلی می‌گفت: جنگ تمام شد، آمدیم اصفهان، اون روزا وضع اقتصادیمون خوب نبود، سرمایه هم نداشتیم، کار خاصی هم بلد نبودیم. رفتیم سراغ زمین پدری، با چند تا از بچه‌ها شروع کردیم به کار کشاورزی. اوضاع بد نبود. صبح می‌رفتیم، غروب می‌آمدیم. به کار تو بیابون هم عادت داشتیم. الآن هم هنوز تو بیابون‌ها داریم زندگی می‌کنیم. همان روزای اول شهید غلامی اومد سراغمون. می‌گفت: بیایید بریم منطقه، خیلی از بچه‌ها هنوز اون‌جان، باید بریم سراغشون. می‌گفت دلم آروم نمی‌گیره. با این حرف‌هاش حتی با شوخی ما رو برداشت برد منطقه سراغ شهدا.

*

جنگ تمام شده بود. کلی شهید برگشته بودند به شهر،‌ اما هنوز خیلی‌ها نیامده بودند. یکی‌شان حاج آقا مصطفی ردانی‌پور بود. شهید غلامی هم لیستی از «از سفر برنگشته‌ها» جمع کرده بود. خیلی از اسامی رفقاش رو نوشته بود؛ اول از همه شهید ردانی‌پور بود. تا امکانات رو تحویل گرفت، رفتیم کردستان سراغ آقا مصطفی. با اون بدن مجروحش آنقدر بین جنوب و اصفهان و کردستان رفت و آمد تا بالاخره مجوز ورود به خاک عراق رو گرفت.

*

به حاج محمود گفتم ازش چی برا مردم بگیم؟ روحیاتش چه طوری بود؟ رفت تو فکر و با لبخندی گفت: عجیب مردم‌دار بود، خیلی هوای بچه‌ها رو داشت، با همه مهربون بود. احترام بزرگ و کوچک رو نگه می‌داشت.

*

جنگ تمام شده بود و قرار بود عراق کاملاً عقب‌نشینی کند. ایران هم برگردد داخل مرز خودش ولی این‌طور نشد؛ مثلاً در محور عملیاتی محرم در شمال فکه، کل شرهانی دست عراق بود. سربازهای عراقی تا پل شهید ایوبی و رودخانه دو ایرج آمده بودند. وقتی عراق به کویت حمله کرد، آمریکا هم به عراق، شرهانی هم آزاد شد. شرهانی هم جز آزاده‌هایش البته مجروح و رزمنده و... هم هست.

وقتی غلامی فهمید شرهانی آزاد شده، یاد عملیات محرم افتاد؛ اون شب بارونی که مصطفی ردانی‌پور برای بچه‌ها سخنرانی می‌کرد...

*

رفتیم شرهانی. مرز دست ارتش بود. آن طرف هم منافقین نیرو داشتند. شهدا هم آنجا بودند. شهید غلامی هم بود.

موافقت نکردند که کار تفحص آنجا شروع شود. می¬گفتند منطقه آلوده است. میدان مین، سیم‌خاردار، تپه‌های رملی، تله‌های انفجاری منافقین، عراقی‌ها و... .

غلامی اصرار داشت. با کلی رفت و آمد و حرف و حدیث، قرار شد ده روز در منطقه بمانیم. اگر شهید پیدا کردیم که بمانیم، وگرنه برگردیم به شهر. ماه شعبان بود، ایام ولادت امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) و امام سجاد(ع) هم گذشته بود. جست¬وجو در منطقه را آغاز کردیم. بیشتر روی تپه‌های 175 و 178 رفت و آمد می‌کردیم.

روز آخر، روز ولادت امام زمان(عج) بود. در روز امیدواری، ما ناامید در منطقه می‌گشتیم. هیچ خبری نبود. در این ده روز حتی یک شهید هم پیدا نشده بود. قرار شد هر کسی یک یادگاری بردارد و خداحافظی کنیم و برگردیم. دل همه گرفته بود. ناامید داشتیم دنبال پوکه و ترکش می‌گشتیم. شهید غلامی هم رفت سراغ یک شقایق وحشی. می‌خواست آن را از ریشه دربیاورد که یک دفعه صلوات فرستاد. رفتیم دیدیم، الله‌اکبر شقایق روی جمجمه شهید درآمده، اول جمجمه بعد تمام بدن را درآوردیم.

پلاک را شهید غلامی داد لشکر برای استعلام! شهید بچه اصفهان بود؛ عیدی امام زمان(عج) در روز نیمه شعبان. اسمش شهید مهدی منتظرالقائم بود. اولین شهید تفحص شرهانی!

*

کنار مقتل شهید غلامی نشسته بودیم. حاج عبدالحسین عابدی برامون تعریف می‌کرد: جنگ تموم شده بود، ولی انواع و اقسام یادگارهای جنگ همراه شهید غلامی بود. یادگارهایی از فتح‌المبین،‌ محرم، والفجر هشت، کربلای چهار و پنج، خیبر و... هم ترکش تو تنش بود، هم شیمیایی بود. سخت نفس می‌کشید. بعضی وقت‌ها نمی‌تونست راه بره. یاد اون عکسی افتادم که حاج عبدالحسین، شهید غلامی رو روی دوش خودش سوار کرده بود. تا از آب رد کنه. آخر اون موقع طلاییه را آب گرفته بود، شهید غلامی نمی‌تونسته تو آب راه بره.

*

سال گذشته، بعد از شهادت بهنام کریمیان، برای مراسم سالگرد شهید غلامی، با جمعی از بچه‌های لشکر و گروه تفحص رفتیم اردستان، زادگاه شهید غلامی. مردم محل هم جمع شده بودند. سردار باقرزاده، کلی صحبت کرد و از شهید غلامی گفت. خاطره‌ای تعریف کرد که هنوز بدنم می‌لرزه:

ـ جنگ تمام شده بود. تو طلاییه بودیم. تو سنگر با بچه‌ها مشغول صحبت بودم که گفتن دوباره حال غلامی بد شده. چند بار بهش گفته بودم که لازم نیست منطقه بمونه، ولی مونده بود.

یکی از سربازهای امدادگر داشت بهش تنفس مصنوعی می‌داد. فایده نداشت. همه نگران بودند. درمانگاه هم نزدیک نبود. دو تا دستش رو گذاشته بود رو سینه غلامی و محکم فشار داد. یک دفعه صدای شکستن دنده او را شنیدم، غلامی آهی کشید و به هوش آمد.

*

جنگ تمام شده بود. اوج کارهای تفحص بود. خرداد ماه سال 76. می‌خواستم برم آبادان، غلامی آمد و گفت: کار داره، می‌خواد باهام حرف بزنه. قرار شد همراه ما بیاد. از طلاییه تا آبادان کلی حرف زد. همه‌ش منتظر بودم که از مشکلات خودش بگه، از خانواده و... ولی فقط درباره شهدا صحبت کرد، درباره کار انگار نه انگار؛ فقط زندگیش شهدا بودن و دغدغه‌اش تفحص...

*

از آبادان که برمی‌گشت، غروب جمعه بود.‌ جاده خلوت بود و رادیو داشت دعای سمات را پخش می‌کرد. دیگر غلامی آرام شده بود. نزدیکی‌های شهرک دارخوین که رسیدیم، دیدم غلامی به مسجدالاقصی، معراج شهدای اصفهان خیره شده و اشک می‌ریزد. در دلم گفتم الآن هوای حاج حسین خرازی را کرده. به خودم گفتم باید بیشتر هوایش را داشته باشیم، نور بالا می‌زند. جمعه هفته بعد، تهران بودم که خبر دادند غلامی را در اصفهان تشییع کرده‌اند. 27 خرداد 1376 بود. یکی از مین‌های فکه شده بود سکوی پروازش.

غروب جمعه بود.‌ جاده خلوت بود و رادیو داشت دعای سمات را پخش می‌کرد. دیگر غلامی آرام شده بود. نزدیکی‌های شهرک دارخوین که رسیدیم، دیدم غلامی به معراج شهدای اصفهان خیره شده و اشک می‌ریزد. در دلم گفتم الآن هوای حاج حسین خرازی را کرده. به خودم گفتم باید بیشتر هوایش را داشته باشیم، نور بالا می‌زند. جمعه هفته بعد، تهران بودم که خبر دادند غلامی را در اصفهان تشییع کرده‌اند.


 
comment نظرات ()

 
دست نوشته شهید سید احمد پلارک
نویسنده : مهدی - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٤
 

 

دستنوشته شهید سید احمد پلارک

بسم ا... الرحمن الرحیم

 

 

 

ستایش خدای را که ما را به دین خود هدایت نمود و اگر ما را هدایت نمی کردما هدایت نمی شدیم السلام علیک یا ثارا... ای چراغ هدایت و کشتی نجات ، ای رهبر آزادگان ، ای آموزگار شهادت بر حران ای که زنده کردی اسلام را با خونت و با خون انصار و اصحاب باوفایت ای که اسلام را تا ابد پایدار و بیمه کردید . ( یا حسین دخیلم ) آقا جانم وقتی که ما به جبهه می رویم به این نیت می رویم که انتقام آن سیلی که آن نامردان برروی مادر شیعیان زده برای انتقام آن بازوی ورم کرده میرویم برای گرفتن انتقام آن سینه  سوراخ شده می رویم . سخت است شنیدن این مصیبتها خدایا به ما نیرویی و توانی عنایت کن تا بتوانیم برای یاری دینت بکار ببندیم . خدایا به ما توفیق اطاعت و فرمانبرداری به این رهبر و انقلاب عنایت بفرما . خدایا توفیق شناخت خودت آنطور که شهداء شناختند به ما عطا فرما و شهداء را از ما راضی بفرما و ما را به آنها ملحق بفرما .

 

خدایا عملی ندارم که بخواهم به آن ببالم ، جز معصیت چیزی ندارم و ا... اگر تو کمک نمی کردی و تو یاریم نمی کردی به اینجا نمی آمدم و اگر تو ستارالعیوبی را بر می داشتی میدانم که هیچ کدام از مردم پیش من نمی آمدند ، هیچ بلکه از من فرار می کردند حتی پدر و مادرم . خدایا به کرمت و مهربانیت ببخش آن گناهانیکه مانع از رسیدن بنده به تو می شود . الهی العفو...

 


 
comment نظرات ()

 
شهید احمد پلارک
نویسنده : مهدی - ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٤
 

 

سید احمد پلارک

فرزند سید عباس متولد 1344 تهران و اصالتاً تبریزی است. در سال66عملیات کربلای 8در شلمچه به شهادت رسید.

در 6سالگی پدر را از دست داد و چون تک پسر خانواده بود علاوه بر تحصیل، بار مسئولیت خانواده نیز بر عهده او افتاد و تن به کار داد و توانست خواهرانش را در ازدواج یاری دهد. او در خیابان ایران میدان شهدا و در محله‌ای مذهبی زندگی می‌کرد. مسجد حاج آقا ضیاء آبادی (علی بن موسی الرضا(ع) ) مأمن همیشگی‌اش بود. اگر چه او از بچگی نمی‌شناختم اما از سال 63رفاقتمان شدیدتر شد. وی دائماً به منطقه می‌رفت و من از سال 65به او ملحق شدم و از نزدیک همراهیش نمودم. او فرمانده آ ر پی چی زنهان گردان عمار در لشکر 27 حضرت رسول (ص) بود. احمد مثل خیلی از شهدای دیگه بود. به مادرش احترام می‌گذاشت، به نماز اول وقت اعتقاد داشت، نماز شبش ترک نمی‌شد. همیشه غسل جمعه می‌کرد. سوره‌ی واقعه رو می خوند و... اما این که چرا مزارش خوشبو شده و دو سه بار هم که سنگش رو عوض کردن باز هم خیلی از نیمه شب‌ها خصوصاً تابستون‌ها فضا رو معطر می‌کند به نظر من یه دلیلی داره...

سید احمد یه مادر داره که هنوزم زنده است. خدا حفظش کند. خیلی مؤمنه واهل دله. معروف بود که تو قنوت نماز از لباش آبی می‌ریخت که معطر بود. بعضی از زن‌ها می‌گفتند ما با چشم خودمون این مسئله رو دیدیم. امّا یه عده اونقدر با طعنه و کنایه‌ها شون پیرزن رو اذیت کردن که بنده‌ی خدا گوشه‌نشین شده ...

فکر می‌کنم خدا خواست با خوشبو کردن مزار احمد قدرتش رو به اون‌ها نشون بده ... تازه خیلی‌ها هم از احمد حاجت می‌گیرن.


 
comment نظرات ()

 
مالزی
نویسنده : مهدی - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٧
 

مالزی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو
مالزی
پرچم مالزی نشان ملی مالزی
پرچم نشان ملی مالزی
شعار ملی: {{{شعار ملی}}}
سرود ملی:
جایگاه کشور مالزی روی نقشه
پایتخت
 - مختصات جغرافیایی
کوالالومپور
بزرگ‌ترین شهر کوالالومپور
زبان رسمی مالایی
نوع حکومت
نخست وزیر
فدرال
عبدالله احمد بداوی
{{{نحوه تشکیل}}}
{{{موارد منجر به تشکیل}}}
۳۱ اوت،۱۹۵۷
مساحت
 - کل
 
 - آبها (%)
 
‪۳۲۹٫۸۴۷ km² ‫(۶۶)

۰٬۳
جمعیت
 - برآورد ۲۰۰۸
 - تراکم جمعیت
 
‪۲۷٫۴۹۶ میلیون ‫(۴۳)
‪۸۳/km² ‫(۱۱۰)
واحد پول رینینگ (‏MYR)
منطقه زمانی
 - در تابستان (DST)
(UTC+۸)
دامنه اینترنتی
.my
پیش‌شماره تلفن
+۶۰

 

مالزی کشوری است در جنوب شرقی آسیا که پایتخت آن کوالالومپور می باشد.مرکز حکومت و وزارت‌خانه‌های این کشور در شهر جدید پوتراجایا (پایتخت اداری) این کشور واقع است. مالزی عضو سازمان ملل متحد و اتحادیه کشورهای همسود می‌باشد. این فدراسیون شامل سیزده ایالت در جنوب شرقی آسیا است. نام "مالزی " زمانی که فدارسیون مالیا ؛ سنگاپور، ساباح و ساراواک یک اتحادیه متشکل از ۱۴ ایالت را تشکیل دادند انتخاب شد. در سال ۱۹۶۵ سنگاپور از مالزی جدا شد و به کشوری مستقل تبدیل گردید. مالزی شامل دو ناحیه جغرافیائی است که توسط دریای چین جنوبی از هم جدا می شود:

  • شبه جزیره مالزی یا مالزی غربی که بر روی شبه جزیره مالایی قرار دارد و از شمال با تایلند مرز خشکی دارد و از طریق جاده شوسه جوهور از جنوب به سنگاپور متصل می گردد. این کشور شامل سلطان نشینهای جوهور ، کداه ، پاهنگ ، نگری سمبیلان ، کلانتان ، پراک ، سلانگور ، پرلیس و ترنگانا بوده و دو ایالت آن تحت ریاست فرمانداران ملاکا و پنانگ و دو منطقه فدرال پوتراجایا و کوآلالامپور قرار دارد.
  • بورنئوی مالزی یا مالزی شرقی که بخش شمالی جزیره بورنئو را اشغال نموده و ضمن داشتن مرز با اندونزی ، تحت حکومت سلطان نشین برونئی قرار دارد. مالزی شرقی شامل ایالات ساباح و ساراواک و حوزه فدرال لابوآن می باشد.

اگرچه از لحاظ سیاسی این ناحیه تحت اشغال مالایی ها قرار گرفته، اما جمعیت جدید مالزیایی با وجود اقلیتهای چینی و هندی یکدست نیست. سیاست های مالزی برای بیان ماهیت ادعاشده مشاوره ای آن ذکر شده است و سه حزب اصلی تشکیل دهنده ناسیونال باریسان ، هریک عضویت خود را به یکی از گروه های نژادی محدود ساخته است. تنها تنش عمده مشاهده شده در این کشور، از زمان استقلال آن تا کنون، شورشهای نژادی ۱۳می در آستانه مبارزه انتخاباتی و بر اساس موضوعات نژادی بوده است. با این وجود، مالزی به عنوان الگویی از هماهنگی نژادی به حساب می آید.

فهرست مندرجات

[نهفتن]

[ویرایش] تاریخ

نوشتار اصلی: تاریخ مالزی


[ویرایش] دولت و سیاست

دفتر نمایندگان پارلمان مالزی, پوتراجایا

مالزی یک کشور منتخب سلطنتی با حکومت پادشاهی مشروطه است. این کشور ظاهرا از سوی یک حاکم عالی یا (Yang di-Pertuan Agong) که معمولا از آن به عنوان شاه مالزی یاد می شود، اداره می گردد. او برای یک دوره پنجساله در میان نه سلطان موروثی ایالات مالایایی انتخاب می شود؛ چهار ایالت دیگر، اسما دارای فرماندارانی هستند که درامر این انتخاب شرکت نمی کنند. این امر موجب می شود که مالزی یک کشور دارای سلطنت محسوب شود.

نظام حکومتی در مالزی نسبتا" الگوبرداری از نظام پارلمانی سیستم وست مینیستر ، یا به عبارتی میراث حکومت استعمار بریتانیا است. اما در عمل، بیشتر قدرت در شاخه اجرائی دولت متمرکز می شود تا بخش مقننه آن، و قوه قضائیه در اثر حملات مداوم دولت در دوره مهاتیر تضعیف شده است. از زمان کسب استقلال در سال ۱۹۵۷، مالزی توسط یک ائتلاف چند نژادی تحت عنوان ناسیونال باریسان (قبلا" یک اتحاد بوده) اداره شده است.

مجلس مالزی شامل یک مجلس نمایندگان (Dewan Rakyat) (یعنی "خانه ملت") و یک مجلس سنا یا (Dewan Negara) (یعنی خانه کشور) می باشد. مجلس ۲۱۹ عضوی نمایندگان از طریق هیئتهای تک عضوی موکلانی انتخاب می شوند که اعضای آن برای حداکثر یک دوره ۵ساله برگزیده شده اند. قدرت قانونگذاری بین قانونگذاران فدرال و ایالتی تقسیم می شود. تمام ۷۰ سناتور آن برای مدت ۳ سال متصدی امور وکالت خود هستند؛که ۲۶نفر از آنهلا از سوی مجامع ایالتی، ۲ نفر به نمایندگی از منطقه فدرال کوآلالامپور، یعنی ۱نفر از حوزه های فدرال لابوان و پوتراجایا، و ۴۰نفر باقی نیز توسط شاه منصوب می گردند. انتخابات پارلمانی مالزی دست کم یکبار در هر۵ سال برگذار می شود، که آخرین انتخابات عمومی آن در مارس ۲۰۰۴ برگذار شده است. سن رای دهندگان باید از ۲۱ به بالا باشد تا بتوانند برای اعضای مجلس نمایندگان و نیز بیشتر ایالات و نیز مجمع قضائی ایالتی رای بدهند. رای دادن اجباری نیست.

قدرت اجرایی در اختیار کابینه مالزی (هیئت دولت) به ریاست نخست وزیر است؛ و قانون اساسی مالزی تاکید می کند که نخست وزیر باید عضو مجلس پایین دستی، پارلمان مالزی باشد که بنابر نظر حاکم عالی می تواند به گروه اکثریت در مجلس دستور دهد. کابینه از میان اعضای دو مجلس انتخاب می گردد و مسئول اداره آن مرجع نیز می باشد.


دولتهای ایالتی تحت ریاست وزرای عالی (Menteri Besar در ایالات مالایایی یا Ketua Menteri در ایالاتی که حاکمان موروثی ندارند) از طریق مجامع ایالتی (Dewan Undangan Negeri) و با صلاحدید سلاطین و فرمانداران آنها برگزیده می شوند.

[ویرایش] تقسیمات کشوری

مالزی دارای ۱۳ استان است و استاندار هر استان را اصطلاحاً "سلطان" می‌نامند.

[ویرایش] جغرافیا

نوشتار اصلی: جغرافیای مالزی

کشور مالزی در جنوب شرقی آسیا واقع شده و از لحاظ جغرافیائی از دو قسمت کاملاً جدا تشکیل شده. میان ۱ تا ۷ درجه عرض شمالی و ۱۰۰ تا ۱۱۹ درجه طول شرقی قرار دارد.

نقشه شبه جزیره و شرق مالزی

دو بخش متمایز مالزی از طریق دریای چین جنوبی از یکدیگر جدا شده اند، که هردو بخش غربی شبه جزیره مالزی و شرق مالزی، دارای منظره بسیار مشابهی از دشتهای مرتفع ساحلی هستند که اغلب از تپه ها و کوهستانهای جنگلی انبوه پوشیده شده که مرتفع ترین آن، کوه کینابالو به ارتفاع ۴٬۰۹۵٫۲ متر بر روی جزیره بورنئو قرار دارد. آب و هوای محلی، استوایی بوده که مشخصه آن بادهای موسمی سالانه است که (در ماههای آوریل و اکتبر) در جنوب غرب و (از اکتبر تا فوریه) در شمال غرب می وزد.

تانجونگ پی آی، که در ایالت جنوبی جوهور قرار دارد، جنوبی ترین نقطه قاره آسیا می باشد.

تنگه مالاکا که بین سوماترا و شبه جزیره مالزی قرار دارد، به شکل بحث برانگیزی مهمترین مسیر کشتیرانی جهان محسوب می شود.

پوتراجایا، مرکز اداری جدید التاسیسی برای دولت فدرال مالزی است که تاحدی در نظر دارد از تراکم فزاینده داخل پایتخت مالزی، کوآلالامپور بکاهد. کوآلالامپور به عنوان مقر پارلمان و علاوه برآن مرکز بازرگانی و مالی کشور باقی می ماند. دیگر شهرهای اصلی آن عبارتند از پنانگ جرج تاون، ایپوه، جوهور باهرو، کوچینگ، کوتاکینابالو، آلوراستار و شهر مالاکا.

 

[ویرایش] منابع طبیعی

مالزی به خوبی از منابع طبیعی در نواحی خود برخوردار است همچون کشاورزی، جنگلداری و نیز مواد معدنی. از لحاظ کشاورزی، مالزی اولین صادر کننده پلاستیک طبیعی (کائوچو) و خرمای روغنی است که همراه آن الوارها و تنه های بریده شده درخاتن، کاکائو، فلفل سیاه|فلفل، آناناس و تنباکو (توتون) موجب رشد این بخش شده است. خرمای روغنی، نیز یک جنس عمده صادراتی خارجی است.

در ارتباط با منابع جنگلی، ذکر شده که برش الوار تنها برای اعطای یک کمک عمده به اقتصاد در طی قرن۱۹ انجام گرفته است. امروزه، تقریبا" ٪۵۹ مالزی از جنگل پوشیده شده است. گسترش سریع صنعت تولید الوار (چوب)، به ویژه پس از دهه ۱۹۶۰، موجب فرسایش جدی منابع جنگلی کشور شد. اما، در راستای اقدام دولت برای حفاظت از محیط و سیستمهای اکولوژیکی، منابع جنگلی توانستند به یک مبنای پایدار دست پیدا نمایند و بر این اساس نرخ قطع درختان روند نزولی در پیش گرفت.

علاوه بر این، در این نواحی جنگل کاری صورت گرفته و در نقاط کم تراکم جنگلی مجددا" درختکاری نیز انجام شده است. دولت مالزی برنامه هایی را برای غنی سازی حدود ۳۰/۳۱۲کیلومتر مربع (۵/۱۲۰ مایل مربع) از این سرزمین را تحت شرایط جنگل طبیعی با نخل رونده کشت داده، و درختکاریهای کائوچو به همراه آنها انجام داده است. همچنین برای غنی سازی بیشتر منابع جنگلی، گونه های سریع رویان درختان مولد الوار را همچون "meranti tembaga " ، "merawan " و "sesenduk " در این ناحیه کاشته است. در عین حال، پرورش درختان پرارزش همچون ساج و درختان دیگر را نیز برای استفاده از مغر آنها و کاغذ ترویج نموده است. کائوچو به عنوان تنها تکیه گاه اقتصاد مالزی، بطور وسیعی با روغن خرما به عنوان کالای صادراتی عمده کشاورزی مالزی جایگزین شده است.

قلع و نفت خام دو منبع عمده معدنی هستند که در اقتصاد مالزی از اهمیت خاصی برخوردارند. مالزی تا زمان فروپاشی بازار قلع در دهه۱۹۸۰، به تنهایی بزرگترین تولید کننده قلع جهان بود. در قرون۱۹ و۲۰، قلع نقش غالبی را در اقتصاد مالزی ایفا می کرد. درست در سال ۱۹۷۲ بود که نفت خام و گاز طبیعی، جای قلع را به عنوان عامل اتکاء بخش معدن مالزی اشغال نمودند. ضمنا"، مالیات برای قلع کاهش یافته است. نفت خام و گاز طبیعی در حوزه های برون ساحلی ساباه، ساراواک و ترنگانو، به خصوص در آن سه ایالت، کمک فراوانی به اقتصاد مالزی نموده است. دیگر مواد معدنی دارای اهمیت یا ویژگی (خاص) شامل مس، طلا، بوکسیت، سنگ آهن و زغالسنگ به همراه مواد معدنی صنعتی نظیر خاک رس، کائولن، سیلیس، آهک، باریت، فسفاتها و سنگهای ساختمانی همچون گرانیت و نیز بلوکها و قطعات مرمر هستند. مقادیر اندکی از طلا نیز تولید می شوند. در سال۲۰۰۴، وزیر در امور دفتری نخست وزیر، داتوک مصطفی احمد، فاش کرد که ذخایر نفتی مالزی در حدود ۸۴/۴ملیارد بشکه می باشد در حالی که ذخایر گاز طبیعی آن ۸۹تریلیون فوت مکعب (۲۵۰۰کیلومتر مکعب) است. این یک افزایش ٪۲/۷ بود.

دولت برآورد نمود که مالزی با نرخ فعلی تولید قادر خواهد بود برای ۱۸ سال نفت و به مدت ۳۵سال گاز طبیعی تولید کند. مالزی در سال ۲۰۰۴رتبه ۲۴ ام را از لحاظ ذخایر نفتی و ۱۳ ام را از نظر گاز طبیعی در دنیا دارد. ٪۵۶ ذخایر نفتی در این شبه جزیره قرار دارند درحالی که ٪۱۹ آن در شرق مالزی واقع شده است. دولت عواید حاصله از نفت را به میزان ٪۵ به ایالات خود و باقی آن را به حکومت فدرال اختصاص داد. هریک از ایالات حق دارند تا منابع موجود در داخل محدوده خود را کنترل نمایند. اما، نفت و گاز تحت نظارت دولت فدرال قرار دارد. به ایالاتی که منابع مزبور در آنها وجود داشته باشد، امتیازاتی اعطاء خواهد شد. .

[ویرایش] اقتصاد

نوشتار اصلی: اقتصاد مالزی

[ویرایش] حمل ونقل و ارتباطات

مالزی جاده های بزرگی دارد که تمامی شهرها و نقاط اصلی را در ساحل غربی شبه جزیره مالزی به هم متصل می کند. طول کل شبکه بزرگراهی مالزی| سیستم آزادراهی مالزی بالغ بر ۱۱۹۲کیلومتر (۷۴۰مایل) است. این شبکه تمامی شهرها و مراکز اصلی همچون دره کلانگ، جوهور باهرو و پنانگ را به دیگر نقاط ارتباط می دهد. بزرگراه اصلی ، بزرگراه شمال- جنوب به ترتیب از نقاط شمالی و جنوبی بوکیت کایوهیتام و جوهورباهرو در شبه جزیره مالزی امتداد می یابد. این بزرگراه بخشی از شبکه بزرگراهی آسیا است که تایلند و سنگاپور را نیز به هم متصل می نماید.

جاده های شرق مالزی و ساحل شرقی شبه جزیره مالزی هنوز بالنسبه توسعه نیافته هستند. آنها از جاده های پرپیچ و خم در نواحی کوهستانی تشکیل شده اند و تعدادی از آنها هنوز آسفالت نشده و شنی هستند. این موجب استفاده دائمی از رودخانه ها به عنوان روش اصلی ترابری برای ساکنان داخلی می شود.

سرویس قطار در غرب مالزی از طریق خط آهن مالایایی Keretapi Tanah Melayu انجام می گیرد و خطوط گسترده ای دارد که تمام نواحی و شهرهای این شبه جزیره و از جمله سنگاپور، را به یکدیگر ارتباط می دهد. خط آهن کوتاهی در ساباه وجود دارد که راه آهن بورنئوی شمالی آن را به منظور حمل و نقل عمدتا" کرایه ای اداراه می کند.

بنادر دریایی Tanjong Kidurong]], Kota Kinabalu, Kuching, Kuantan, Pasir Gudang, Tanjung Pelepas, Penang, Port Klang, Sandakan و Tawau وجود دارند.

همنین فرودگاه هایی در رده جهانی وجود دارند همچون فرودگاه بین المللی کوآلالامپور در سپانگ، فرودگاه بین المللی بایان لپاز در پنانگ و فرودگاه بین المللی کوچینگ و فرودگاه بین المللی لنگکاوی که حرکت به سوی مقاصد بین المللی و داخلی و نیز مسیرهای هوایی کوتاه داخلی در نواحی روستایی ساباه و ساراواک در آن انجام می گیرد. مالزی موطن کم هزینه ترین سیستم حمل بار، خطوط هوائی آسیا در منطقه است. فرودگاه کوآلالامپور است به عنوان یک مرکز پروازی نواحی آسیای جنوب شرق و چین را نیز تحت پوشش قرار می دهد.

خدمات مخابراتی درون شهری عمدتا" از طریق پست رادیوئی مایکرو ویو برای شبه جزیره مالزی فراهم می شود. مخابرات بین المللی به وسیله کابلهای زیر دریایی و ماهواره انجام می گیرد. یکی از بزرگترین و مهمترین شرکتهای مخابراتی در مالزی، تلکام مالژیا برهاد (TM) است که تولیدات و خدماتی را برای خطوط ثابت ، و موبایل و نیز خدمات دسترسی شماره گیری و پهنای باند اینترنتی را ارائه می نماید. این شرکت تقریبا" دارای خدمات انحصاری خطوط ثابت تلفنی در کشور می باشد.

در دسامب ر۲۰۰۴ لیم کینگ یایک وزیر انرژی، آب و مخابرات گزارش داد که تنها ٪۸۵/۰یا حدود ۲۱۸۰۰۴نفر از مردم مالزی از خدمات باند پهن (اینترنتی) استفاده می کنند. اما این مقادیر براساس شماره مشترکین می باشد، در حالی که درصد مصرف داخلی آن می تواند بطور دقیق تری بر این وضعیت تاثیر بگذارد. این نشان دهنده افزایش ٪۴۵/۰در سه چهارم از موارد است. او همچنین بیان نمود که دولت در نظر دارد که استفاده از آن تا سال ۲۰۰۶ به ٪۵ افزایش یافته و تا سال ۲۰۰۸ به ٪۱۰ برسد. وی به شرکتهای مخابراتی بومی و سرویس دهندگان توصیه نمود تا به خاطر منافع کاربران بیشترین خدمات را در اقصی نقاط با هزینه های پایینتری ارائه دهند.

[ویرایش] بهداشت

جامعه مالزی برای گسترش و توسعه بهداشت اهمیت قائل بوده، و ٪۵ بودجه توسعه بخش اجتماعی دولت به بهداشت عمومی اختصاص داده شده – که یک افزایش بیش از ٪۴۷ نسبت به رقم پیشین آن است. این یعنی بهداشت دارای افزایشی بیش از ۲ملیارد RM است. با افزایش و بالا رفتن سن جمعیت، دولت می خواهد در بسیاری از حوزه ها اصلاحاتی انجام دهد از جمله نوسازی بیمارستانهای موجود، ساختمان و تجهیزات جدید پزشکی، گسترش تعداد پلی کلینیکها (درمانگاه ها)، و اقدامات ارتقاء آموزش و توسعه ترویج از راه دور بهداشت. در طی چند سال گذشته، آنها تلاشهای خود را برای بازسازی سیستمها و جذب بیشتر سرمایه گذاری خارجی افزایش داده اند.

سیستم بهداشتی مالزی نیازمند پزشکانی است که یک دوره ۳ساله اجباری خدمت را در بیمارستانهای عمومی بگذرانند تا همواره نیروی کار این بیمارستانها حفظ شود. اخیرا"، پزشکان خارجی نیز دراین کشور برای اشتغال مورد تشویق قرار گرفته اند. اما هنوز، یک کمبود پیچیده از نیروی کار پزشکی به خصوص در سطوح متخصصین مجرب وجود دارد که موجب می شود خدمات درمانی و بهداشتی پزشکی خاص تنها در شهرهای بزرگ در دسترس قرار گیرد. تلاشهای اخیر دراثر فقدان تخصص برای استفاده از لوازم موجود که توسط سرمایه گذاری مهیا می شود، ارائه امکانات به دیگر شهرها به حالت توقف باقی مانده است.

فعلا" ۱۴ بیمارستان دولتی و مرکز بهداشتی با ظرفیت کلی ۲۸۱۶۳تخت وجود دارد. همچنین ۷ موسسه تخصصی درمانی (از جمله موسسات روانشناسی) با ظرفیت ۶۲۹۲تخت وجود دارند. همچنین درمورد بیمارستانهای خصوصی، ۲۲۵ واحد درمانی (از جمله زایشگاه و شیرخوارگاه) در مالزی وجود دارد و آنها ظرفیت ۹۴۹۸تخت را فراهم می سازند. اکثر آنها در نواحی شهری قرار دارند و نیز بسیاری از بیمارستانهای عمومی مجهز به جدیدترین تجهیزات تشخیصی و عکسبرداری (رادیولوژی) هستند. برای بیمارستانهای خصوصی کلا" سرمایه گذاری ایده آلی منظور نشده است – و آنها اغلب ظرف ۱۰سال پیش از آن که شرکتها از آن سودی حاصل کنند، به کار خود خاتمه می دهند. اما، هم اکنون وضعیت تغییر کرده و شرکتها اینک به دنبال ورود مجدد به این حوزه می باشند، به خصوص ازاین لحاظ که خارجی ها علاقه فراوانی دارند که برای مراقبت درمانی به مالزی وارد شوند.

 

[ویرایش] آموزش

نوشتار اصلی: آموزش در مالزی

[ویرایش] مردم

ساکنین کشور مالزی از سه نژاد مالایی (۶۰٪)، چینی (۲۷٪)، هندی (۱۲٪) و غیره (۱٪) تشکیل شده است.

 

[ویرایش] آمار گیری جمعیت

[ویرایش] مذهب

مسجد عبودیا، یکی از مساجد تاریخی شناخته شده کوآلاکانگسار

مالزی یک جامعه چند مذهبی است، و اسلام دین رسمی این کشور می باشد. برطبق ارقام آماری در سال ۲۰۰۰، چهار دین اصلی آن عبارتند از اسلام (٪۴/۶۰جمعیت)، بودائیسم (٪۲/۱۹جمعیت)، مسیحیت (٪۱/۹بیشتر در شرق مالزی)، و هندوئیسم (٪۳/۶). تا قرن بیستم، فعالترین اعتقادات سنتی| آنیمیسم که تاکنون به لحاظ بحث تا درجه بالاتری از رسمیت در مالزی تداوم یافته برای تایید آماده شده است. ارقام مذکور می تواند تحریف شده باشد چراکه آنها این واقعیت را در نظر نگرفته اند که تمامی اشخاص مالایایی به لحاظ رسمی مسلمان بوده و بدون توجه به باورهای شخصی آنها، مسلمان فرض شده اند.

اگرچه قانون اساسی مالزی از لحاظ نظری آزادی مذهبی را تضمین می کند، در عمل، این وضعیت چندان هم ساده نیست (نگاه کنید بهآزادی مذهبی در مالزی) اغلب غیر مسلمانان در فعالیتهای خود همچون احداث ساختمانهای مذهبی با محدودیتهایی روبرو هستند. ضمنا"، مسلمانان خود را نسبت به اطاعت از تصمیمات احکام شریعت ملزم می دانند. به عنوان یک مسئله قانونی هنوز هنوز کاملا" مشخص نشده که آیا مسلمانان آزادانه از احکام اسلام پیروی می کنند یا خیر. در برخی از موقعیتها، دادگاه های مالزی حق آزادی انتخاب مذهب را برای فرد حتی زمانی که از دین اسلام برگشته، نادیده گرفته اند. (همچون یوشع جمال الدین در برابر موضع وزارت کشور در دهه ۱۹۸۰)

در کل، هرکسی که می خواهد از دین اسلام برگردد باید بطور قانونی اظهار نماید، اما این امر هنوز توسط دادگاه های داخلی مالزی به رسمیت شناخته نشده است. گفته می شود هرکسی می تواند ارتداد خود را به یک دادگاه شریعت اظهار کند، اما کلا" دادگاه چنین مجوزی را به وی نمی دهد.

مردم مالزی شخصا" به اعتقادات مذهبی یکدیگر احترام می گذارند، و عمدتا" مشکلات مذهبی داخلی از جهت سیاسی به وجود می آید.

  • اسلام در مالزی
  • بودائیسم در مالزی
  • مسیحیت در مالزی
  • هندوئیسم در مالزی
  • وضعیت آزادی مذهبی در مالزی

[ویرایش] فرهنگ

نوشتار اصلی: فرهنگ مالزی

مردم مالزی افرادی بسیار خون گرم و میهمان نواز هستند . ایرانی ها را بسیار دوست دارند. مسلمانها دارای رستورانها و فروشگاه هایی هستند که با آرم حلال مشخص می شوند. هندو ها و چینی ها به بودا معتقد هستند.

با توجه به طبیعت بخشنده این سرزمین بومی ها که اکثرا مسلمانند دارای اخلاقی خوش و دست و دل باز هستند. دارای نظم و ترتیب در کارها به شکل کاملاً اروپایی می باشند. که با توجه به سرمایه گذاریهای شرکت های ژاپنی در این کشور و نظارت و مدیریت ژاپنی ها این نظم در تمام جا ها مشهود است.

تنها قمار خانه کشور های مسلمان در این کشور و در بلندای تله کابین شهر گنتینگ می باشد که ورود مسلمانان مالائی به آن ممنوع است. مالزی کشوری است کاملاً تفریحی و بسیار زیبا که در سال ۲۰۰۶ معادل ۲۲ میلیون نفر توریست را پذیرا بوده است. جمعیت این کشور ۲۸ میلیون می باشد.

مالزی یک جامعه چند نژادی، چند فرهنگی و چند زبانی است که شامل ٪۶۵ مالایایی و دیگر قبایل بومی، ٪۲۵ چینی، و ٪۷ هندی می باشد. مالایایی هایی که بزرگترین مجموعه را تشکیل می دهند، همگی مسلمان می باشند چرا که هر فرد باید مسلمان باشد تا از لحاظ قانونی بتواند تحت شرایط امور قانونی مالزی قرار گیرد. مالایایی ها از لحاظ سیاسی نقش غالبی را ایفا نموده و گروهی را تشکیل می دهند که بومیپوترا نامیده می شود. زبان بومی آنها مالایایی، " باهاسا مالایو" است. باهاسای مالزی بسیار شبیه به باهاسا مالایو درکاربردی ترین مواردی است که زبان ملی کشور مالزی محسوب می شود.

در گذشته، زبان مالایایی عمدتا" به خط جاوی نوشته می شد که یک الگوی خطی بر اساس زبان عربی است. با گذشت زمان، ترکیب لاتین بر الگوی جاوی به عنوان یک الگوی غالب نگارشی چیره شد. این بیشتر در اثر نفوذ نظام آموزشی استعماری بوده که به بچه ها نگارش لاتین را به جای الگوی عربی آموزش داده است.

بزرگترین قبیله بومی از لحاظ تعداد، مردم ایبان از ساراواک هستند که تعدادشان بیش از ۶۰۰ هزار نفر است. برخی از مردم ایبان هنوز در روستاهای قدیمی جنگلی در کلبه هایی در کنار رودهای راجانگ و لوپار و سرشاخه های آن زندگی می کنند، اما بسیاری از آنها به شهر مهاجرت کرده اند. بیدایوه، (۱۷۰۰۰۰) قبیله ای است که افراد آن در بخش جنوب غرب ساراواک قرار دارند. بزرگترین قبیله بومی در ساباه، کادازان است. بیشتر آنها کشاورزان مسیحی هستند که از این طریق امرار معاش می کنند. اورانگ اسلی (۱۴۰۰۰۰) یا قبایل بومی، شامل تعداد ی از جوامع نژادی مختلف هستند که در شبه جزیره مالزی زندگی می کنند. از لحاظ سنتی، شکارچیان و کشاورزان عشایر بسیاری از آنها در مکان مشخصی ساکن بوده و تا حدودی جذب شهرهای جدید مالزی شده اند. اما، آنها به عنوان فقیرترین گروه اجتماعی در کشور باقی مانده اند.

جمعیت چینی ها در مالزی عمدتا" شامل فرقه های بدائیست ماهایالنا، [[تائوئیست[[ یا مسیحی می باشند. زبان چینی در مالزی به انواع لهجه های چینی تکلم می شود از جمله چینی ماندارین، هوکین / فوجیان، زبان کانتونی، هاکا و تئوچو. برخی از چینی ها به انگلیسی به عنوان زبان اول صحبت می کنند. زبان چینی از لحاظ تاریخی در جامعه تجاری مالزی رایج بوده است.

هندیها در مالزی عمدتا" مردم تامیل هندو از جنوب هند هستند که به زبان تامیلی، مردم تلوگو، مالایالام، و هندی تکلم می کنند و بیشتر در شهرهای بزرگتر غرب شبه جزیره زندگی می کنند. بسیاری از طبقات متوسط تا بالای متوسط هندی در مالزی به زبان انگلیسی به عنوان زبان اول صحبت می کنند. همچنین جامعه ای بزرگ از سیکها در مالزی زندگی می نمایند که جمعیت آنها در اینجا بالغ بر ۸۳۰۰۰ نفر می باشد.

نژاد مرکب اوراسیایی، کامبوجی، ویتنامی، و قبایل بومی باقی جمعیت مالزی را تشکیل می دهند. تعداد کمی از اوراسیایی ها که ترکیبی از اعقاب پرتغالی- مالایایی هستند، به یک زبان درآمیخته با پرتغالی تکلم می کنند که زبان پاپیا کریستانگ گفته می شود. همچنین اوراسیایی هایی با اعقاب دورگه مالایایی و اسپانیائی وجود دارد که عمدتا" در ساباه سکن هستند. مهاجران موجود از کشور فیلیپین، به زبان چاواکانو صحبت می کنند، که تنها زبان ممزوج با مبنای اسپانیولی در آسیا می باشد. کامبوجیها و ویتنامیها عمدتا" بودائی هستند. (کامبوجیهای فرقه تراوادا و ویتنامیهای فرقه ماهایانا)

موسیقفی سنتی مالزی شدیدا" تحت تاثیر اشکال چینی و اسلامی قرار گرفته است. این موسیقی بطور گسترده ای حول ابزار موسیقی چون گدانگ (طبل) می چرخد، اما دیگر ابزار ضربی (برخی ساخته شده از صدف)، رباب، وسایل موسیقی رشته ای یا کششی، سرونای (سرنا)، و ابزار موسیقی دهل مانند (نی دوشاخه)؛ فلوت و ترومپت هستند. این کشور دارای سنت توانمندی از رقص و درامهای همراه بارقص می باشد، که برخی ریشه تایلندی، هندی و پرتغالی دارند. دیگر اشکال هنرمندانه شامل (تئاتر سایه ای خیمه شب بازی)، (wayang| kulit wayang )، سیلات (هنر رزمی دارای سبک) و صنایع دستی همچون باتیک، بافندگی با نقره و برنزکاری، می باشد.

[ویرایش] تابعیت

نوشتار اصلی: تابعیت مالزیایی

به بیشتر مالزیایی ها بر اساس حقوق مدنی تابعیت داده شده است همه مالزیایی ها بدون هیچ تابعیت رسمیدر داخل ایالات خود شهروند فدرال هستند. برای هر شهروند کارت شناسائی بهذاشتی تحت عنوان " MyKad " در سن ۱۲ سالگی صادر می شود، و باید همیشه آن را با خود داشته باشد. هر شهروند لازم است کارت شناسائی خود را به پلیس نشان دهد، یا در مواقع اضطراری که هر فرد نظامی باید خود را به وسیله آن معرفی نماید. اگر کارت فورا" در دسترس نباشد، شخص به لحاظ فنی ۲۴ساعت بر اساس قانون فرصت دارد تا با مراجعه به نزدیکترین کلانتری نسبت به دریافت آن اقدام نماید.

[ویرایش] تعطیلات

نوشتار اصلی: تعطیلات در مالزی

مردم مالزی در طول سال تعدادی روزهای تعطیلی و جشن دارند. برخی از این تعطیلات جزو تعطیلات عمومی فدرال معرفی شده اند و بعضی دیگر توسط خود ایالات به عنوان تعطیلات عمومی معرفی می شوند. برخی جشنها نیز که جزو تعطیلات عمومی محسوب نیستند از سوی گروه های خاص نژادی یا مذهبی تعطیل محسوب می شوند.

مشهورترین روز تعطیل (در مالزی) " هاری مرداکا " (روز استقلال) در ۳۱ اوت به یادبود استقلال فدراسیون مالزی در سال ۱۹۵۷ می باشد. هاری مرداکا، و نیز روز کارگر (۱می)، روز تولد شاه (اولین شنبه ماه ژوئن) و برخی اعیاد دیگر به عنوان تعطیلات عمومی و رسمی و فدرال در این کشور محسوب می شوند.

مسلمانان در مالزی ( ازجمله تمام مالایایی ها و دیگر مسلمانان غیر مالایایی) در تعطیلات مسلمین جشن می گیرند. معروفترین عید، Hari Raya Puasa ( ( که "هاری رایا عیدالفطر نیز گفته می شود) و ترجمه مالایایی آن عیدالفطر است. کلا" این عید از سوی مسلمانان سراسر جهان در پایان ماه رمضان، ماه روزه داری، برگزار می شود. علاوه بر، Hari Raya Puasa ، آنها Hari Raya Haji (به "هاری رایا" عیدالاضحی نیز گفته می شود و ترجمه آن عیدالاضحی (قربان) بوده)، و اول ماه محرم (سال جدید اسلامی)، و مولد الرسول (روز تولد پیامبر (ص) ) را نیز جشن می گیرند.

فرهنگ چینی در مالزی به عنوان نمونه جشنهایی برگذار می شود که از سوی تمام چینی های سراسر جهان انجام می گیرد. سال جدید چینی معروفترین این جشنها است که ۱۵ روز طول می کشد و با " جشن فانوس به پایان می رسد. دیگر جشنهای برگذار شده از سوی چینی ها عبارتند از جشن کینگمینگ، جشن قایق اژدها و جشن میانه پاییز. علاوه بر جشنهای سنتی چینی، بودائی های چینی نیز جشن روز وساک را برگذار می نمایند.

اکثر هندیهای مالزی هندو هستند و جشن دیپاوالی (دیوالی)، یا جشن نور نور برگذار می کنند، در حالی که تایپوسام مراسمی است که در سراسر کشور با تجمع هندوها در باتو کیوز (غارهای باتو) برگذار می گردد. گذشته از هندوها، سیکها نیز جشن وایساکی، یا سال جدید سیکها را برگذار می کنند.

جشنهای دیگر همچون کریسمس، هاری گاوای بین مردم ایبان در دایاک، پستاکاآماتان از مردم کادازان دوسون نیز در کشور مالزی برگذار می شود.

با وجود آن که بیشتر این جشنها مربوط به نژاد یا مذهب خاصی می شود، تمامی مالایایی ها بدون توجه به پیشینه مذهبی و نژادی خود، این جشنها را با هم برگذار می کنند. در سالهای ۱۹۹۸-۱۹۹۶ زمانی که جشنهای هاری رایا پوآسا و سال جدید چینی با یکدیگر همزمان گردید، شعار" Raya Kongsi " که ترکیبی از Cai Fa Xi Gong بود، برای تبریک سال نوی چینی استفاده شد، و هاری رایا (که در زبان مالایایی به مفهوم " جشنگیری با همدیگر" می باشد) بکار رفت. در طول سالهای ۲۰۰۶-۲۰۰۵، هاری رایا پوآسا و دیواپالی با یکدیگر مقارن شده، و یک شعار مشابه " Raya Deepa " ابداع می شود.

 

[ویرایش] جستارهای وابسته

jg

[ویرایش] پیوند بیرونی


 
comment نظرات ()

 
آثار و پیامدهای نهضت ترجمه درتمدن اسلامی
نویسنده : مهدی - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱
 

این رساله دارای یک مقدمه و چهار فصل است. این رساله در پاسخ به این پرسش تدوین شده است که نهضت ترجمه چه آثار و پیامدهایی را در دنیای اسلامی در پی داشت؟ در پاسخ می‌توان گفت که نهضت ترجمه آثار و پیامدهای متفاوتی را دربرداشت از قبیل آثار و پیامدهای کلامی، فلسفی، اخلاقی، اجتماعی، دینی و اقتصادی و ... که ما در این رساله به برخی از پیامدهای آن که همان پیامدهای کلامی، فلسفی و سیاسی باشد به بحث و بررسی پرداخته‌ایم.

در فصل اول به بررسی مفاهیم و کلیات پرداخته شده است. در فصل دوم به قلمروهای نضت ترجمه "مکانی، موضوعی، زمانی" اشاره شده است و مفصلاً بحث شده است که نضت واقعی ترجمه از عصر منصور آغاز شد واوج آن در زمان مأمون بود و مهمترین کانون علمی وفرهنگی که دیگر جاها را هم تحت الشعاع قرار داده بود بغداد بود ویکی از چیزهایی که باعث جلب توجه می‌شود تنوع موضوع ترجمه است که منحصر به یک موضوع خاص نیست بلکه کتبی ازملل مختلف و با موضوعاتی گوناگون و متنوع ترجمه شده است.

یکی از مهمترین پیامدهای نهضت ترجمه پیامدهای سیاسی است که در فصل سوم به بحث و بررسی آن پرداخته شده است. در این فصل بیان شده است که دولت عباسیان در قسمت سیاست مخصوصاً در قسمت سلطنت و مملکتداری از قبیل نظام اداری " نهاد وزارت، دیوان و..." که به زبان عربی ترجمه شده بود، بیشتر از ایرانیان " ساسانیان " متأثر شده بودند. انها در بیشتر چیزهایی که مربوط به سیاست و مملکتداری بود غالباً ساسانیان را الگوو سرمشق عملی برای اجرای سیاست‌هایشان قرار می‌دادند. اما اندیشمندان فلسفی آن عصر از جمله دانشمندان فقرهیخته مانند فارابی اندیشه سیاسی‌اش بیشتر تحت تأثیر فلسفه سیاسی یونان باستان قرار گرفت. در این فصل توضیح داده شده است که نظریات افلاطون در مباحث سیاسی  مورد توجه فارابی بوده و او قسمت اعظم آرای سیاسی خویش را از افلاطون اقتباس کرده است ومتذکر شده‌ایم اگرچه اندیشه سیاسی فارابی از سنخ اندیشه سیاسی فلاسفه یونانی است، اما در عینحال دارای تفاوت‌هایی نیز می‌باشد و این تفاوت‌ها ناشی از تغییراتی است که در ماهیت اجتماعی بشر به وجود آمده است و فیلسوف به این تغییرات توجه دارند.در واقع فارابی مصالح یونانی را اخذ و با دید اسلامی، نظام مطلوب خویش " مدینه فاضله " را معماری می‌کند که ماهیت این نظام به هیچ وجه در اندیشه فیلسوفان قدیم، طرح نشده است.

یکی دیگر از آثار و پیامدهای نهضت ترجمه آثار و پیامدهای کلامی است که در فصل چهارم به بحث و بررسی آن پرداخته شده است و بیان شده است که پیدایش علم کلام علل گوناگون و متفاوت داشت:

1. اسلام آوردن اقوامی بود که در مذهب و آیین کهن آنها در باب عقایدی مانند: صفات خدا، قضا و قدر، جزا و سزا، افکار و باورهای خاصی وجود داشت. در این باورها آنچه که آشکارا برخلاف عقاید اسلام بود، مانند تعدد خدایان، شرک و بت پرستی، از دل‌های آنها رخت بربسته بود، ولی در آنجا که عقاید اسلامی دو پهلو می‌نمود، طبعاً آنها مایل بودند آن را با باورهای دیرین خود تبیین نمایند. مثلاً خدایی که یهود به آن عقیده داشت در پیرایه یک آدم مجسم می‌شد و طبعاً صاحبان این عقاید کلامی هنگامی که اسلام می‌آوردند، به آیاتی گرایش پیدا می‌کردند که در آنها از دست، گوش وچشم خدا یاد می‌‌شد و آنها می‌توانستند معنی ظاهری از این ایات برداشت کنند. همچنین فرق اولی اسلام علی الخصوص معتزله با نهایت مجاهدت سرگرم مبارزه با فرق غیر اسلامی بودند و این مقصود هم حاصل نمی‌شد مگر بعد از اطلاع از عقاید و اقوال آنان.  به همین سبب بود که در اغاز کار ناچار شدند به اقوال و دلایل و حجج اقوام خارجی احاطة کامل پیدا کنند و برای ردّ آنها به تفکر واستدلال توسل جویند. علمای بعضی از این ادیان قدیم خاصّه دین یهود و نصرانی به سلاح فلسفه مسلح بودند. فیلون الیهودی از کسانی است که دین یهود را با فلسفه یونانی درآمیخت و کلمان الاسکندری ( متوفای در حدود 220 میلادی ) اوریگن ( 158- 204م ) از اولین دانشمندانی بوده‌اند که دیت نصرانی را با عقاید  افلاطونی جدید نزدیک کرده بوده اند و بعدها بسیاری از نسطوریان و یعقوبیان و غیره در این کار فلاسفه قدیم را پیروی نمودند. همین امر باعث شد که معتزله هم مانند آنان به سلاح فلسفه مسلح گردند و با مخالفان خود با همان سلاح به مبارزه بپردازند.

2. علت دیگری آن را می‌توان از نهضت ترجمه نام برد. ترجمه شدن کتاب‌های فلسفی یونانی به زبان عربی واستفاده نمودن از فلسفه یونانی از مسائلی است که سبب پیدایش علم کلام و باعث توسعه آن علم گردید و متکلمین را برای یک مدت متمادی سرگرم مطالعه در مسائل عمیق فلسفی، حتی مسائلی که مطلقاً ربطی به دین نداشت مانند جزء لایتجزی، جوهر، عرض و امثال این مطالب کرد.


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : مهدی - ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٧
 

 

اگر الان شروع کنید وقت هست!





 منتظر شرایط خارق العاده نباشید تا اقدامات مفید انجام دهید. سعی کنید از موقعیت های معمولی بهره بگیرید.

   
 

خبرهای داغ

آرشیو خبرها

     
  روش مطالعه و برنامه ریزی

 

     
   

مشاوره

     
   

پایگاهها

  • معرفی رشته های دانشگاهی
  • سازمان سنجش
  • مهارت یادگیری
  • نشریه پیک سنجش
  • دانشگاه آزاد
     
  •  
        اطلاعات مرجع

     


    رشته ریاضی و فیزیک

    رشته علوم تجربی

    رشته علوم انسانی

       
    برنامه آبان ماه برنامه آبان ماه برنامه آبان ماه
    برنامه آذر ماه برنامه آذر ماه برنامه آذر ماه
    برنامه دی ماه برنامه دی ماه برنامه دی ماه
    برنامه بهمن ماه برنامه بهمن ماه برنامه بهمن ماه
    برنامه اسفند ماه برنامه اسفند ماه برنامه اسفند ماه
    برنامه فروردین ماه برنامه فروردین ماه برنامه فروردین ماه

     
    comment نظرات ()